از خانه یک طلبه

در کلبه ی ما رونق اگر نیست صفا هست انجا که صفا هست در ان نور خدا هست

سردار بدر و خیبر دیگر ز پا افتاده

دستی به دوش سلمان دستی به سر نهاده

مهدی بیا کمک کن جد مطهرت را

بیرون  ببر ز خانه تابوت مادرت را

شهادت  خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها را به تمامی عزیزان تسلیت می گویم .امیدوارم از رهروان راستین آن بزرگوار باشیم .

 

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390ساعت 16:24 توسط هانیه|

بسم الله الرحمن الرحیم

پروردگارا ! ما را تسلیم فرمان خود قرار ده ! و از دود مان  ما  امتی که تسلیم فرمانت باشند به وجود آر ! و طرز عبادتمان را به ما نشان  ده و توبه ما را بپذیر  که تو  توبه پذیر و مهربانی . (بقره . آیه 128)

لطف  خدا :

حدود یکسالی میشد که ساکن قم بودیم و مدام در فکر بچه . ولی انگار خدای مهربونم اول میخواست اون عشق  تو وجودمون شعله ور بشه  بعدا نعمتشو  در حقمون تموم کنه . خلاصه بعد یه مدت چشم انتظاری  وقتی که اصلا انتظارشو نداشتیم  متوجه وجود یک هدیه آسمونی  یه مسافر عزیز  یه مهمون شیرین و خوشمزه شدیم . تازه اسباب کشی کرده بودیم  .جابجا کردن وسایل سنگین و اون کارتون کتابهای سنگین که تعدادشون کم هم نبود و تقریبا نصف وسایلمون محسوب میشد . انقدر غرق کار بودیم که متوجه تغییر حالات خودم نبودم  ...از اونجایی که اگه خدا بخواد یه بنده شو مورد لطف خودش قرار بده زمین وزمان نمی تونن جلوش وایستن . منم مورد لطفش قرارگرفتم و با اون همه کار سنگین خوشبختانه هیچ اتفاقی برام نیفتاد . کارهای خونه که حسابی تموم شد من تازه متوجه خودم شدم که انگار خبرایی در راه هست . بعد از آزمایش متوجه شدیم بعله دیگه  ما هم داریم به آرزومون میرسیم . اون خبر خیلی خوشحالمون کرد تلافی سه سال چشم انتظاری مون در اومد . خدا جونم  شکرت .هزار هزار بار شکرت به خاطر این نعمت باارزش ...

رسول نور و مهربانی درباره فرزند صالح فرمودند: زمین جایش میدهد و آسمان سایه بر سرش میافکند و خدا روزی اش میدهد وبوی فرزند (نسیمی )از بوی بهشت است . گریه کودک تا هفت سالگی (لااله الا الله)است و از هفت سالگی تا بلوغ  آمرزش خواهی برای پدر و مادرش است. چون از بلوغ گذشت  هر کار نیکی که انجام دهد به نفع پدر و مادرش باشد (کافی ج 6ص52)و باز فرموده اند : فرزندانتان را به خاطر گریه و ناله ای که به جهت کودکی دارند کتک  نزنید زیرا گریه طفل  معنا دار است . گریه آنها در چهار ماه اول شهادت به توحید  و در چهار ماه دوم صلوات بر پیامبر و آل او  و چهار ماه سوم دعا برای پدر مادر است .(بحار الانوار ج 60)

ولی الان متاسفانه خیلی از ماها از قید اینهمه لطف و محبت خدا میگذریم و فقط به فکر راحتی و آسایش خودمون هستیم . خیلی ها هم تو یه دونه بچه موندن و تا اسم دومی رو میاری دادشون میره هوا که وای نننننننننههههههه. از پس یکی به زور برمیام . در حالی که بچه چون تنهاست اذیتش زیاد هست و توجه زیاد میخواد . اگه هم بازی داشته باشه اذیتش کمتر میشه . ما اگه خود خواه نباشیم و کمی صبر مونو ببریم بالا . با لطف و کمک خدا بهترین بچه ها رو تربیت میکنیم . چه قدر از ما زحمت خوندن کتابهایی در مورد تربیت فرزند رو به خودمون میدیم ؟ اونقدری که برای کار و تفریح و گشت و گذار وقت میذاریم یک چندمشو برای آگاهی در مورد تربیت بچه میذاشتیم .چی میشد .

برگردیم سر ذوق کردن خودمون .از بس از این حرفها به دور و بری ها گفتیم زبونمون مو در آورده . ولی ما که از رو نمی ریم و همه جا تبلیغ دو بچه کافی نیست رو جار میزنیم .چقدر هم همه مارو حمایت میکنن ...

خلاصه دوران شیرین و کمی سخت بارداری تند تند میگذشت منم در حال تغذیه هم شکمی و هم معنوی بودم . و از هیچ کوششی دریغ نمی کردم . و اما در مورد جنسیت . پسر یا دختر بودن برای منو حاج آقا اصلا مهم نبود فقط سالم و صالح بودنش خیلی مهم بود ولی برای خونواده ها کمی تا قسمتی مهم بود مخصوصا خونواده حاج آقا . مادر شوهرم چون خودش دختر نداشت آرزو داشت لااقل نوه هاش دختر میشد  . اولی که پسر برادر شوهرم بود دومی هم پسر ما . کلی صداشون در اومده بود که خدایا پس کی به ما دختر میدی ؟ ولی برعکس خونواده ما پسر دوست بودن . حسابی ذوق داشتن . بعععللله ماجرایی داشتیم ما . و اما سر اسم گذاریی بچه . منو حاج آقا سر اسم پسر  رو محمد امین  توافق کرده بودیم و از وقتی که متوجه جنسیتش شده بودیم محمد امین صداش میکردیم .خیلی این اسمودوست داشتم . ولی بعدا از جاری ام شنیدم که پدر شوهرم دوست داره که اسم خودشو یعنی محمد  رو روی نوه اش بذاره  ولی مادر شوهرم دوست داره  اسم پدرش یعنی حسین رو روی نوه اش بذاره . البته انصافا هیچکدومشون در مورد اسم به ما مستقیما چیزی نگفتن . بچه که به دنیا اومد به حاج آقا گفتم بیا دل پدر مادر تو شاد کنیم و اسم بچه رو محمد حسین بذاریم . حاج آقا هم قبول کردن .راستش برای خودم زیاد راحت نبود که از اسم (محمد امین )بگذرم Beggingولی چی میشه کرد یه وقتایی آدم دوست داره  نقش عروس خوبه رو بازی کنه  تا عزیز تر بشه دیگه ...

اصلا فکرشو نمی کردیم که به خاطر این اسم  اینقدر خوشحال بشن . چون حرف دوتاشون شده بود خیلی راضی بودن . پدر شوهرم همیشه محمد صداش میزنه و کلی ذوق میکنه مادر شوهرم هم با اسم حسین کلی قربون صدقه محمد حسین میره . خلاصه با خوشحالی اونها قند تو دل ما آب میشه و تو دلم میگم اشکال نداره سر اون یکی پسرم تلافی میکنم . راستس قدم محمدم انقدر پر برکت بود که بعد از به دنیا اومدنش  اسم حاج آقا به عنوان مبلغ زباندان برای حج تمتع در اومد . از اونموقع تا امسال هشتمین بارش هست که میرن تمتع . درسته که خیلی بهشون حسودیم میشه  ولی از اونجایی که منم توی ثوابشون شریک میشم کمی دلم آروم میشه ....البته حاج آقا مارو هم یه بار بردن به عمره . ..مزه شیرینش هنوز زیر دندونام هستش . انشاالله خدا قسمت همه بکنه روزی ما هم بشه دوباره .آمین ...

سخنی با مادران : مادر بزرگترین مسئولیت و شریفترین شغل را دارد . شریف ترین شغل در عالم بزرگ کردن یک بچه هست و تحویل یک انسان به جامعه .در طول تاریخ از آدم تاخاتم انبیا آمده اند تا انسان درست کنند. زن پرورش دهنده زنان و مردان ارجمند است . از دامن زن  مرد به معراج میرود . (صحیفه امام . جلد 7)

زندگی بافتن یک قالیست               نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی  

نقشه را اوست  که تعیین  کرده            تو در این بین فقط میبافی

نقشه را خوب ببین

نکند آخر کار قالی زندگی ات را نخرند

 

نوشته شده در چهارشنبه هفتم اردیبهشت 1390ساعت 12:23 توسط هانیه|


آخرين مطالب
» آغاز کلام
» چرا و چگونه ازدواج با طلبه
» سن تکلیف
» همین جوری نوشت
» مشهد و .....
» ترس
» دل نوشت
» دلتنگی
» نگاه متفاوت
» مسافر کوچولو

Design By : RoozGozar.com